خرید بک لینک
یک جایی از رابطه هست که آدم صبورتر، مهربانتر، رفیقتر تصمیم میگیرد دیگر آن آدم یک ساعت پیش نباشد. حالا هر چقدر برایش گل بخری، شعر بگویی، کادو بفرستی، خاطره دربند و اولین گره خوردن نگاهها و چرخ و فلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 10:24

قصه ها گاهي تلخ تمام مي شوند و گاهي هم پايانشان شبيه همان چيزيست كه رؤيايش را در سر داشتيم اما گاهي قصه اي ناتمام مي ماند و امان از قصه هاي ناتمامي كه ميشوند بغض هزار ساله اي كه خفه ات مي كند، تمامت مي كند...قصه هاي ناتمام رها شده قاتلين خاموشي هستند كه جانت را كه نه اما روحت را مي كشند و شايد هرگز آدم سابق نشوي ...

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 10:24

حکایت زن محکم و استوار همیشه دروغ بود ، هیچ دختر بچه ای برای تبدیل شدن به زنی محکم و استوار زاده نمی شود . همگی به شاهزاده ای لوس شبیه اند که معصومانه رویا می بافند . سرنوشت است که آنها را جادوگر ، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 10:24

تا همین چند سال پیش اولویت های من زمین تا آسمان فرق داشت با امروزم. بزرگتر شدم، زندگی هم عوض که نه اما ناملایماتش بیشتر شد؛ زبر و خشن شد گاهی... اولویت امروز من این است که میان تمام گرانیها، اخبار بد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 10:24

زندگی بی قراری دارد، آزردگی دارد، زخم خوردن و زخم زدن دارد؛ نمی گویم عمدی... همه ی ما حتی مهربان ترینمان گهگاهی زخمی به کسی زده ایم که دوستش میداشتیم و گاهی هرگز نتوانستیم مرهمی برای آن زخم بیابیم. همه ی ما زخم هایی زده ایم که شاید هرگز فراموش نشوند و این زخم های پنهان یادگاری های تلخ روابط ما هستند...

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 10:24

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: آدمها, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: ىوستي, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: میشود, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: فراموشی, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: بلاتکلیفی, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: آلزایمر, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:51

منوی وبلاگ درباره وبلاگ سخن از پیوستن سست دو نام و هماغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست، سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو ......چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواندچه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنودو چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . ....آموخته ام هرگاه کسی یادم نکرد؛ من یادش کنمشاید او تنهاتر از من باشد . . ....سخت است حرفت را نفهمند،سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشدوقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،اشتباهی هم فهمیده اند....بزرگترین تراژدی زندگی انسانی اینه که :داشته هامون رو قدر ندونستیم ، اادامه مطلب

برچسب: معلولیت,واقعی, نویسنده: هیراد حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:12

صفحه بندی